![]() |
![]() |
|
|
من با چه رو به ساحت قدس تو رو کنم؟ من کیستم که با تو دمی گفتگو کنم؟
قلبم داره تند تند ميزنه
حواسم به خودم هم ديگه نيست ياد يه روايت افتادم كه ميگفت
اگر اشكت جاري بشه آقا جواب سلامتو داده اما من كه هنوز سلام ندادم كه....
نمي دونم اين بار چه خبره وآقا داره با دلم چكار ميكنه
مشهد میریم..! حالی به هولی! اصلا نمیگم چقد دلم واست تنگ شده بود. اصلا نمیگم در طول این مدتی که هم رو ندیدیم چه افتضاحاتی به بار آوردم. اصلا نمیخوا م بگم توی دلم چی گذشته و چی میگذره. نه! نمیخوام یادآور بشم که تو مال منی!مال من! نمیخوام این حس حسادت رو دوباره بهش جون بدم. آقا میخوام بگم خسته ام.خسته! ملتفتی؟از همه چی. از اینهمه اضطراب برای کار بیشتر و پول بیشتر از اینهمه اضطراب برای وقت کم و درس زیاد. از اینهمه اضطراب برای سوت پایان و دست خالی! از اینهمه بدی از زنگار چشم.از قلب شکسته همینه که هست!میخوام گریه کنم. منسوب به خودتم آخه قربونت برم! مگه نه؟ نمیخوای بغلم کنی؟اصلا دلت میاد همینجور وایسی و نیگام کنی؟ حالا ما یه کاری کردیم! خب شما هم شتر دیدی ندیدی
خدای مهربان من سلام... سلام به شما که هیچگاه در نظرم نیاوردیدکه چقدر حقیرم وگوشزدم نکردیدکه با اعمال همچون دانه ارزنم چطور از روزی و رزق به وسعت دریای بیکرانتان استفاده مینمایم. خدای عزیزم اگر امید به خدایی لطیف شما نبود شاید تا بحال غم گناهانم وکاهلی در شکر نعمت هایتان من را هلاک کرده بود اما چه غم که مهربانی دارم که هرگاه دستانم را به طرفش دراز میکنم و صدایش میزنم بدون لحظه ایی تامل جوابم را میدهد .وعجبا که هروقت که زرق وبرق دنیا من را از او دور میکند او درکنارم می ماند ومنتظرم میماند تا مثل همیشه بدانم فقط خودش برایم ماندی است وبس. خدای مهربان اگر چه قدرت شکر نعمت های بیکرانت را ندارم اما میدانم که شما قدرت بخشیدن من را دارید پس چه چیز از این بهتر که قدرتمندی ضعیفی را عفو نمیاد
من نمیدونم چرا اینجوریم یه روز خوب ، یه روز بد ، یه روز خفنگ! نمیدونم شاید چون توی بهار بدنیا اومدم
یه روز آفتابیم یه روز بارونی یه روز طوفانی! دلم نمیخواد مث نمودار سینوسی باشم
یه روز بالایی یه روز پائینی! دلم میخواد اگه قراره نمودار روحمو دربیارن بشه
یه نمودار تانژانتی از همون دبیرستان هم برای تانژانت احترام خاصی قائل بودم دلم میخواد هرچی جلوتر میرم بالاتر برم همچین مثبت باشم! هرچی روزها میگذره منم به بینهایت نزدیکتر بشم تا بالاخره یه روز توی یه نقطهای به معشوقم برسم هرچند اون روز خیلی دور باشه تعریف نشده باشه! همینا..!
بابا هیکل!!! بابا رضا زاده!!! بابا بمب اتم!!! بابا تناسب اندام!!! ببخشید سیاسی نبود ولی حیفم اومد این پرسپکتیو را نبینید . |
|
+ نوشته شده در
2008/3/14ساعت 14:45 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa