![]() |
![]() |
|
|
پارسال یه همچین وقت هایی با مادر و.....و دوستانمان وخانواده هاشون بلیط مشهد تو دستمون بود ....امسال هم دلم هوایی اون بارگاه ملکوتی شده هوایی اون مهربون که حرفامو بدون اینکه نگاه به پروندم بیندازه گوش میده اما امسال یه اتفاقی افتاده که دلتنگیم برای امام رضا چند برابر شده .. چند روزی هست که می خوام درباره دلتنگی خودم با آقا چند کلمه بنویسم اما از بعد ار اتفاقی که امسال برام رخ داد و دلم شکست هنوز حرفی نزدم تا امروز که می خوام با آقا حرف بزنم!!!! سلام آقای مهربون.... آقا جون یه حسی دارم که نمی تونم حرف بزنم انگار راه نفسم داره تنگتر وتنگتر میشه قلبم مثل اینکه از توی سینه ام داره بیرون میزنه ، میگن اسمش بغضه!!!! اسمش مهم نیست داره میکشتم!!! آقا دلم هوایی حرم شما شده،دوباره دلم تنگ صحن گوهر شادو انقلاب شده... آقای خوبم دوباره دلم هوای نشستن توی صحن جمهوری و خیره شدن به گنبد طلاییتون وکرده.. امام مهربون می دونم که من به قولهام وفا نکردم اما فرق شما با من توی همینه که شما به قولتون پایبندید پس بسم ا... پس دوباره با چشم کرم مثل همیشه به من نگاه کنیدو با یه اشاره جواز زانو زدن جلوی حرمتون وبهم عنایت کنید آقا از کرم شما دوره چون من بدم سراغم و نگیرید بابا معلم خوب اینه که به شاگردای بدش بیشتر برسه! آقای مهربان به مهربانیت قسم که منتظرم...
بعضي وقت ها ما آدمها از افرادي توقع داريم كه متاسفانه يا بيشتر از حد است يا اشتباه مي كرديم .اما حرمت نان ونمك ودوستي بيشتر از هر چيزي اهميت دارد كه من به آن اعتقاد دارم وپايبند خواهم بودديگران را نميدانم!!! كاش همه چيز را به راحتي فراموش نكنيم كاش!!!
خدا... آقا اجازه مبحث امروز ما خداست قرآن نوشته او همه جا هست و مادرم
وقتي که گرگ بره نما شد چه مي کنيد ؟ در معبدي که خاطره ها در عبادتند زميني... زخم دوباره باز شد و اياک نستعين مغضوب اين جماعت پر هيا هوي شدم نمیدانم شعر از کی هست توی دست نوشته های قدیمی ام یافتم..!
|
|
+ نوشته شده در
2008/3/2ساعت 23:50 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa