![]() |
![]() |
|
|
گذشت. امسال هم گذشت.عجيب و پر از فرازو نشيب. ميداني بيشتر روزهايش دستهايم مشت ميشد زير چانه ام، نگاهم ميچسبيد به آسمان پشت پنجره، يک آه کشدار و حسرت آرامشي که هر روز فاصله اش با زندگيم بيشتر ميشد. اينها روزمرگيهايي است که روزگار در سالهاي جواني جاي يک زندگي پر از انرژي و آرزو به من تحميل کرده است. با من بازي ميکند و من دست خالي، دارم همه چيز را ميبازم . با خودم اما اين روزها ميگويم سال کهنه عبوس دارد ميرود تا سال جديد بيايد و زندگي پر از بوي بهار شود.سال نو مي آيد و من دلم ميخواهد پر از آرزوهاي خوب شوم.اما هيچ چيز يادم نمي آيد و خيلي وقت است که فراموش کرده ام بايد براي خودم چه بخواهم. ولي از خداي صبورم خواستم حال من و تو ديگران وهر کسي که به محبت زنده است و انسان است را دگرگون کند به بهترين احوال کاش بعد از اين ديگر دلي غماگين نباشد. کاش آرزوهاي خوب براي روزهاي خوب يادمان نرود. کاش يادمان نرود ديگراني هم کنار ما نفس ميکشند وفقط دلشان ميخواهد بدانيم که زنده اند شايد. فکر ميکنم آنقدر تنها هستيم که تنها نگذاريم کسي را، محبت ميورزم تا زنده بمانم.تا بدانم خداي درونم زنده است. که اگر تکيه ام به او نبود رمقي براي ايستادگي نميماند. شايد به شکرانه اش باز گرداند به من همه روزهاي شاد از دست رفته را. بيا تحول طبيعت و شادابي روزهاي در پيش را به فال نيک بگيريم و آرزو کنيم و ايمان بياوريم روزگار ما هم متحول ميشود.پس با من زمزمه كن : اي متحول کننده ي دلها و ديده ها اي تدبيرکننده ي روزها وشبها اي متحول کننده ي احوال حال ما را بگردان و متحول کن به بهترين حالها. آمين . همین..!
اینم خونه ی کپل که دلم نمیخواد دست هیچکس بهش برسه...بخرم؟
|
|
+ نوشته شده در
2008/2/29ساعت 23:45 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa