![]() |
![]() |
|
|
خدايا ، توي رياضي زندگي بدجوري زير راديكال سخت تنهائي گير كردم
و دارم مثل يك عدد اصم گم ميشم توي بازوی باز آرزوهام كه تا بينهايت ادامه داره .
نمي دونم گزاره رابطه بينمون چيه ؟
ولي خوب مي دونم كه هر چه پيش مي ره من از xخودم دورتر ميشم.
يك عدد صحيح ساده بدون هيچ توان و ضريبي كه دركش رو سخت كنه .
توي اون دنيام از مجهولات آينده خبري نبود .
من بودم و يك جدول ضرب كه حسابش هميشه دو دو تا،چهار تا بود .
قدر مطلق تمام كارهام با نيت كارهام هميشه برابر بود
و من مي دونستم كه انتهاي محور زندگيم به سوي كيه !
هميشه اون بي نهايت پيش روم بود.
به يك عدد مختلط و بعد اونقدر خودم رو گويا كردم كه حاضر شدم
همه چيز رو به زبون بيارم و هيچ وقت نترسيدم كه اون بينهايت رو گم كنم .
تازه فهميدم كه زندگي ابعاد ديگه اي هم داره .
ولي من قاطي تمام اعداد شدم ،
وارد تمام فرمولها شدم و بعد آلوده و گنگ رسيدم به اينجائي كه هستم .
حالا مجموعه زندگيم تهي شده .
كه اون بينهايت كيه،
چيه و كجاست؟ اون بينهايت تو بودي و تو هستي و واسه من همين بسه!
باورتون میشه این روزگار من شده..!از این کلاس به اون کلاس...
نمی تونم دنیا پرستی ها و مقام خواهی ها و مرید پروریها و ..... رو ببینم و ....... نمی تونم دلخوشکنک های الکی خوشای عالم و ببینم و ........ نمی تونم عکس قدیمیا و بچه های بزرگ شده و بزرگای فرتوت شده رو ببینم و ........ و نمی تونم ببینم و فکر آخر قصه نباشم !!! ۱ - خل و چلم ؟ ۲ - منگولم ؟ ۳ - مرتجعم ؟ ۴ - مریضم ؟ .... چار گزینه شد . تیک بزن !!!!!!!!؟ همين..! |
|
+ نوشته شده در
2008/2/21ساعت 6:39 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa