![]() |
![]() |
|
چقدر شبیه این عکسی تو که همیشه مخاطب خاصم بودی...وافسوس
سريع به طرفم مي آيد .. با آغوش باز .. و در آغوشم مي گيرد .. با اکراه خودم را از آغوش سردش بيرون مي کشم .. و نگاهش مي کنم .. چشمانش هنوز برق مي زنند .. به راحتي مي توانم رد بوسه هاي غريبه را در جاي جاي تنش حس کنم .. گرچه ديگر مهم نيست .. دسته گل را از دستم مي گيرد و براي گذاشتنش در ظرفي به طرف آشپزخانه مي رود .. دسته گلي غريبه روي ميز خودنمايي مي کند .. چون هميشه ... ديگر به ديدنش عادت کرده ام .. چشمانم را مي بندم .. همان چشماني را که سالهاست به روي همه چيز بسته ام .. به روي همه چيز ... توی این مکان چه قسم ها یادکرد... سلام....
چند وقتي ميشه كه خيلي دل تنكم ، شدم مثل ادمايي كه يه چيز با ارزشي رو گم كردن وهمه جا رو دنبال اون مي گردن همش اينورو اونور مي كنم شايد پيداش كنم اما نميشه و بيشتر سرگشته ميشم... برام دعا كنيد همین..!
|
|
+ نوشته شده در
2008/5/9ساعت 15:21 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa