![]() |
![]() |
|
|
سلام خداي مهربون امشب مي خوام يه چيزايي وبگم كه شايد
كمتر گفته باشم .خداي مهربون مي خوام اينبار براي همه اون چيزايي
كه بهم ندادي ازشما تشكر كنم واسه همه آرزو هايي كه براورده نكردي
هم مادي و هم معنوي آخه من كي هستم كه آرزويي داشته باشم....
خداي نزديكم!
خيلي وقت ها فكر مي كردم وقتي سلام مي كنم
شما از دستم نا راحت هستيد وجوابم ونمي ديد اما حالا مي فهمم
نه يه چيز ديگه هست من هر چقدر كه بد باشم باز هم هر وقت سلام مي كنم
شما با مهربوني جواب مي ديد اما دريغ كه گوش من سنگين شده
ونمي شنوه آره سنگين از گناه !
خداي رئوف وزيبام قسم به خودتون كه هر چقدر كه اين دنيا وآدما
وزرق وبرقشون اذيتم ميكنند هر چقدر نامردي مي كنند
بيشتر اميدم به شما بسته ميشه پس بذاريد
همينطور آزارم بدن بذاریداذيتم كنه اين دنيا
اونوقته كه من با اشك شوق ميام به درگاه شما
و عاشقونه ازتون امان مي خوام و میگم:
الهم اني اسئلك الامان يوم لا ينفع مال ولا بنون الا من اتي الله بقلب سليم
وبعد سرم وميندازم پايين وبا اميد ميگم:
مولاي يا مولا انت العزيز واناالذيل
وهل يرحم الذليل الا العزيز
این عکس و متن زیر مخاطب خاص دارد....
و باد اين بار فاصله اي را از جنس خلأ مي سازد تا من به دور از دستان تو غمي گنگ را در ثانيه هاي خاکستري تجربه کنم. تا شايد تنهايي ام آينه اي باشد براي ديدن حفره هايي که دور از تو بايد پر شوند ، تا بدون تو، آنچه را که بخشيدي در خالي درون جاي دهم تا از من آني را بسازم که بايد باشد. تـــو دليل باورهاي من شدي که در تاريکناي سرد زمان رو به خاموشي مي رفت و مرا با خود مي بـــــرد... مرا با خود مي برد و من تهـــــــي مي شدم... ما با هم و براي هم گـريه کرديم ، با هم لحظه ها را خندیدیم.... باشه؟ !
|
|
+ نوشته شده در
2008/5/2ساعت 23:28 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa