![]() |
![]() |
|
|
اینقدر دلم تنگ شده که برای یه لحظه کنارت بودن حاضرم جون بدم! اینقدر برای حرف زذن٬ خندیدن٬ گریه کردن٬ عصبانی شدن٬ پشیمان شدن وسکوت در کنار تودلتنگم که حاضرم همه چیزم را یکجا بدهم! اینقدر دلم هوای تو را کرده که حاضرم بمیرم ٬زنده شوم٬ بیچاره شوم٬ دیوانه شوم اما فقط٬ فقط٬ فقط به من بگویی بیا!!! اگر بگویی بیا دوباره بیا! می گویم لبیک.الهم لبیک٬ لبیک لا شریک لک لبیک!!! اما نه مثل مردمانت که احرام سپید می بندند که با اشک سرخ! اگر بگویی بیا! باز بین صفا ومروه عشق ورحمتت می گردم . می خوانم ان الحمده ونعمت لک والملک.... وبرای تمام سختی ها وراحتی های دنیایت شکر می کنم. خدای مهربانم دوستت دارم تو را وهمه آنچه امروز سختیش می نامم چرا که بی شک بعداز آن یسری است که منتظرش خواهم ماند. این شبها همش خوابش را میبینم...! تو حرمش ..!
نمي دانم چرا دوباره اين گونه مي نويسم شايد نيازمندم كه دوباره بگويي دوستت دارم هيچ گاه فكر نمي كردم روزي يا روزگاري برسد كه نيازمند اين باشم كه بگويي دوستم داري كه مي دانم داري ... چقدر اين روزها سختي زندگي پشتم را مي فشارد بيشتر از هر موقع اي اين روزها منتظرم كه با كوچكترين تلنگري بشكنم شكننده تر از هر شكستني شده ام اما هنوز پا برجايم .
|
|
+ نوشته شده در
2008/4/7ساعت 22:18 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa