![]() |
![]() |
|
|
همه ی آنچه بر من گذشت در عزیزترین زمین و زمان در زیر آورده ام
شاید خواندن آن تو را در فهمیدن حج و اندیشیدن به حج اندکی برانگیزد. اندکی ... همین میخواستم بروم در وطنم بودم در شهرم شروع کردم به پرداخت قرضهایم. شستشوی کدورتها غبارها آشتی قهرها تسویه حساب ها حلال طلبی از دیگران انگار میرفتم رفتنی بی بازگشت.وصیت..! در مدینه ۸روز با پیغمبر زندگی کردیم و هر جا که او رفته بود رفتیم. و همه جا علی را نیز دیدیم و یافتیم در بین الحرمین همان جاهایی که کوچه پس کوچه های هاشمی نام داشت همه جا پیامبر را با علی و علی را با فاطمه یافتیم و اما میقات! کتاب خسی در میقات را برایم خریده بود ولی در لابه لای کتابهایم پنهانش کرده بودم!! آنجا باید لباس عوض میکردیم کفن بپوشیم سپید بپوشیم فهمیدم میقات کجاست. نه کسی باش که به میعاد آمدی خسی شو که به میقات آمده ای! (جلال) یک جامه پوشیدیم لباسی که در آغاز سفر به سوی خدا می پوشیم حالا در آغاز سفر به سوی خانه ی خدا پوشیدیم...و نیت.....راه تازه و نماز در میقات. حال محرمات در احرام... هر چه که مرا به یاد می آورد هرچه که می گفت در زندگی من که هستم! چه کاره ام همه را باید دفن میکردیم... ۱-به آینه نگاه مکن تا چشمت به خودت نیفتد بگذار فراموشش کنی. ۲-عطر مزن تا دلت یاد زندگی نکند بوی هوس در سرت نپیچد اینجا بوی خدا را استشمام کن ۳-به هیچ کس دستور مده برابری را تمرین کن. ۴- به هیچ جانوری آزار نرسان چند روزی مسیح وار باش ۵-گیاهی از زمین حرم مکن مشکن خوی تجاوز و تخریب را در خود بکش. ۶-صید مکن قساوت نداشته باش. ۷-نزدیکی ممنوع به هوس منگر تا عشق بر هستی ات خیمه زند ۸-همسر مگیر ۹-آرایش منما تا خود را آنچنان که هستی ببینی! ۱۰-بد زبانی جدال دروغ و فخر فروشی هرگز! ۱۱-جامه ایی بپوش که راه بر هر تشخصی بسته شود. ۱۲-سلاح بر مگیر ۱۳-سرت را از آفتاب سایه مکن! ۱۴-زینت مکن زیور مبند ۱۵-سررا مپوش ۱۶-مو نزن . ناخن مگیر.کرم نزن. تن خود را خونی نکن . ۱۷-دندان نکش. سوگند نخور ۱۸-وتو زن!رو مگیر! حج من آغاز شد. حرکت به سوی کعبه فریاد لبیک!لبیک!پاهایم نبود که میرفت مرا میبردند کعبه نزدیک میشود و نزدیکتر. از پیچ و خم کوهستانی شهر مکه گذشتیم و قدم به قدم به کعبه نزدیک شدیم هر قدم شیفته تر هر نفس هراسان تر کعبه!ا یعنی قبله ی وجود ایمان، عشق، نماز ما ،عمر ما،به سوی او میمیریم و رو به او دفن میشویم،خانه مان و گورمان رو به اوست ... در آستانه ی مسجد الحرام یک صحن وسیع یک مکعب خالی و دگر هیچ!!! حیرت،شگفتی،این جا.....هیچکس نیست. هیچ چیز نیست...حتی چیزی برای تماشا! یک اطاق خالی!همین! احساسم بر روی پلی قرارگرفت از مو باریکتر قبله ی ایمان ما همین است؟ نا گهان تردید!این جا کجاست؟ بعد از سجده ی شکرم به خود آمدم خوب هیچکس نیست، چه خوب که کعبه خالی است وفهمیدم به زیارت نیامده ام به حج آمده ام کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود.... طواف... در گردابی افتادم که همگی به گرد خورشیدمیگشتند ۷بار گشتن میچرخی و میچرخی و احساس میکنی که هیچ نیست،فقط او هست و تو عدمی! اگر عشق را بخواهند با حرکت بیان کنند پروانه که از دیر باز به ما آموخته است و این ۷یاداور خلقت است روز اول خدا دریا را آفرید روز دوم خشکی را . روز سوم حیوانات را .روز چهارم صدا را . روز پنجم رنگها را. روز ششم جمادات و گیاهان را.و روز هفتم تو را برای من..... ادامه دارد در پست بعدیم. نکته:از هیچ کس توقع نداشته باش که همه ارزش دیدن ندارند به خدا توکل کن هر طور که تو را آفریده شاکرش باش منم شاکرم حتی با همینی که هستم که میدانم فقط انسانم !!! مخاطب خاص داشت
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/7ساعت 9:38 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa