![]() |
![]() |
|
سلام به همه ی دوستانم روزی که این وبلاگ را درست کرد به یک عشقی برایم ساخت که فکر میکردم دنیایم ساخته شده است شما نمیدونید چقدر دوسش داشتم و نخواهید دانست که این عشق خدایی بود و او ندانست نبض خاطرم هر لحظه به یادش میزند ولی چه سود .. بعد از این همه مدت عشق ورزی و صداقت ببینید حال و روزم را دعایم کنید هرجا که میشناسیدم و یا اومدم سراغتون و سلامی کردم دعایم کنید.حلال..! توی این دنیای مجازی آدمهای جور واجوری دیدم که همین امروز یکیشون هرچی ازدهنش درامد بهم گفت و رفت این که بگذرد... ولی دیگه طاقت ندارم عشق و زندگیم رهایم کند که کرد خوش به حال دشمنام که قند تو دلشون آب شد خوش به حال اونایی که عزیزشون مرده چون میدونند یک سر خاکی دارند که برند ولی من چی بگم؟کجا برم؟خوش به حال عزیز مرده ها...همیشه میگن بدتر از اینم هست طاقت بیار ولی من دیگه بدتر از این نمیبینم فقط دعام کنید و از خدا بخواهید که بتونم فراموشش کنم خدا نگهدارتان .... منو ببخشید که بی معرفت بازی در آوردم برایم همه تان محترم و قابل ستایشید یارخوش برای همیشه از دنیای مجازی شما رفت به یادکامنتهایم که برایتان میذاشتم
|
|
+ نوشته شده در
2008/5/24ساعت 14:50 توسط یارخوش |
|
يه وقتهايي آدم آرزو ميكنه شهيد بشه! كلي اميد داره كه بي غسل وكفن خاكش كنند (شايد بعضيها بخندند اما هر كس يه آرزويي داره) بعد يه كم كه دنيا بهش فشار آورد به خودش ميگه حالا كه خدا شهادت رونصيبم نمي كنه يه مرگ با عزت بهم بده وراحتم كنه ! اما وقتي اونم نمي شه از خدا فقط مرگ مي خواد مرگ! حالا من همين حال رو دارم!وقتي مي بينم شهدا اونايي كه به طفيليشون تو اين دنياواون دنيا من وتو رزق مي گيريم اين جور از خاطره ها رفتن وقتي مي بينم اونايي كه خاك قبرشون تاج سر ملكوتياست اينطور غريب شدن ، دلم به حال خودم مي سوزه!!! مي ترسم، مي ترسم از بعد خودم ، مني كه نه معرفت دنيايي دارم ونه منزلت كبريايي! دلم ميسوزه واسه خودم كه اينقدر زمين و زمينيا گيرم انداختن، بعدم فكر ميكنم مي تونم ملكوتي باشم! من فكر ميكنم اگه يه چيزايي رو از ياد برديم ، اگه شهدا واسمون شدن دستاويزي برای درآمد مالیمون، اگه ديگه قبر شهدا واسمون مونس وهمدم نيست! اگه دلمون تنگ نمیشه اونا از ياد نرفتن ،من وتو از ياد رفتيم! اونها خودشون اصلا معني ياد هستن،من وتو از يادها دور شديم! من وتو فراموش شديم !!! همین..! میگه حالم خوب نیست و شک و دودلی همه ی وجودم را گرفته..!میگه بهت اعتماد دارم ولی.....خدایا.. دعا میکنم ملائک کمکم کنند و حالش به شود..!
میگه اگه نشد هم خدا نخواست دریغ که من جز او خدایی در عشق ندارم.. ببخشید دوستان این مطالبی که پی نوشت میباشد مخاطب خاص دارد که او خوب میداند من چی میگم و متاسفانه یکی از خوانندگان که چندان محترم هم نبود به اشتباه مرا با کسی دیگر اشتباه گرفت و هرچه از دهانش درامد نثارمان کرد خوب اینم یک جور نظر دادن است! بابا هرکی میره هرجا کامنت میذاره که من نیستم التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
2008/5/23ساعت 14:12 توسط یارخوش |
|
بعضي وقتها ادم از خودش اونقدر شاكي ميشه كه دلش ميخواد تو اون لحظه خدا يه عذاب بفرسته وراحتش كنه تا اينطور ناشكري خدارو نكنه تا اينجور تو محضر خدا معصيت نكنه من كه مدتيه فكر ميكنم اكر خدا عذابم كنه دل خودم هم خنك ميشه ! شايد فكر كنيد ديوونه شدم اما به خودش اونقدر از خودم شاكيم كه راضي به غدابم اونطوري دلم خوشه كه خدا حد اقل لايق عذابش دونستتم وگرنه من لايق اونم نيستم واينم به خدا ي مهربون بگم كه خدا.......... شكايت ميكنم از نفسم بدرگاهت شكايت ميكنم از نفسي كه به هلاكت كشانده اين بنده ات را ! خدايا دلم زنگار گناه گرفته و ازتو دور شده خدايا مي ترسم... مي ترسم از وقتي كه صدايتان كنم واز من بيجاره رو بگرداني شايد هم همينطور شده باشم! خدايا مي ترسم از ان روزي كه ستر زيبايتان را از روي گناهان من برداريد وبه همه نشانم دهيد كه ببينيد اين همان كسي ايست كه ادعاي بندگي داشت اين همان كسي هست كه نمك خورده ونمكدان شكسته اين همان كسي است كه توبه اش را بارها بذيرفته بودم خدايا مي ترسم از ان روز مي ترسم
بي تو تمام مي شود آن من هميشه تنها آن گمگشته ي در خويش ... خسته ام مي فهمي ؟! از اين همه بار خاطرات ملول گشته ام ديگر . گوش كه مي دهم مي شنوم " جاده صدا مي زند از دور قدم هاي تو را " من بیزارم از اين فرياد كه تو را اينگونه از من مي ربايد . به سهراب هم گفته ام ! خودش مي داند كه در اين عصر معراج پولاد هنوز شقايق هست اما من از زيستن خويشتن عاجز گشته ام . باشي بي همدم ؟! با بال پريدن چه كنم بي آسمان ؟ قدم بر اين راه بي پايان چگونه نهم بي همراه ؟ بي تو ؟ آه بي تو ... كاش فقط دمي چند را مجال مي دادي تا بگويمت دچار يعني چه ؟ كاش فقط يكبار در نگاهم التماس را مي ديدي و عشق را كه نتوانستم آواي خوشش را برايت زمزمه كنم . آنقدر بيهوده باريدم تا از كوچه ي غريبگي هايم گريختي ... در اوج درد كه باشي آرام برات مي خواند : " از چه دلتنگ شدي ؟ دلخوشي ها كم نيست ! همینا..! امروز جواب خیلی خوبی شنیدم خدا را شکر.. با همه ی دلواپسی هاش باید صبر کنم چون هنوز چیزی تغییر نکرده!!
|
|
+ نوشته شده در
2008/5/21ساعت 23:55 توسط یارخوش |
|
همه حرف دلم با تو همین است که دوست ... چه کنم حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟ عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟ گفته بودم که به دریا نزنم دل اما ...کو دلی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا که به دریا بزنم یا نزنم
خداي مهربون سلام باز هم سلام! خدايا! حالا كه گناه لباس ذلت به تنم پوشونده سرافكنده به در گاهت اومدم. اومدم كه بگم مهربون اگه به در گاه شمابا اميد نيام پس به در گاه چه كسي آرزو داشته باشم اگر باب رحمت تو را دق الباب نكنم در خانه چه كسي را بزنم به من بگو خدايا! بگو كه چه كنم اگر به تو اميد نبندم وبه رحمتت طمع نداشته باشم! خدايا اگر از محضر بي كرانت آرزوهاي بي شمار دارم نه اينه كه تو را براي آرزو هام مي خواهم كه به د نبال بهانه اي براي چنگ زدن به ريسمان فضل شما هستم. خدايا هر چيز را كه مرا به در گاه بي كرانه ات نزديك ميكند در طالع من قرار ده و هر كاري كه مرالحظه اي از عشق زيبايت دور مي كند با هر وسيله اي بر حذر كن اي بهترين برای عاشقي!!! همینا..! |
|
+ نوشته شده در
2008/5/21ساعت 0:15 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
lt;br> Omide-Khaste.Blogfa