![]() |
![]() |
|
|
" اي که به ياد تو خوابهايم پراز تمشک و رنگين کمان است! حتي اگر به اندازه يک سر سوزن دوستم داشته باشي هرگزاز توجدا نخواهم شد این مال همون مخاطب خاصی است که سالها با من است! اگر همه کلمه ها با من قهر کنند. اگر هيچ خودکاري با من همراه نشود. اگر شب ستاره هايش را از من پنهان کند. اگر ماه ديگر قدم در اتاقم نگذارد. اگر درختها و گلها عطرشان را از من دريغ کنند. تاب مي آورم و صبوري پيشه مي کنم. اما نمي دانم اگر يک روز صبح چشمهايم را به اميد ديدن تو نشويم چه بايد بکنم. نمي دانم اگر تو را نبينم باز هم اين باغچه کوچک و اين پونه ها و ريحانها و آينه کوچکي که روي تاقچه است زيبا جلوه مي کند يا نه؟ بي تو قطارهايي که در باران مي گذرند قطعات عمر مرا با خود مي برند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:8 توسط یارخوش |
|
|
خدايم اي پناه لحظه هايم .....صدايت مي زنم بشنوصدايم زلال ترين سلام ها نثار خالقم بار خدايا من انسانم به آنگونه اي که تو آفريدي . نمي توانم مثل فرشتگانت پاک و آسماني باشم . گاهي فريب مي خورم و گاهي فريب ميدهم . گاهي ناشکر مي شوم و گاهي خودخواهي وجودم را فرا مي گيرد . اما هميشه هميشه هميشه پشيمان مي شوم و به سوي تو باز مي گردم چون آغوش تو هميشه باز است .پروردگارا مي دانم که دعا سرنوشت بد را از ما دور مي سازد. پس اين بار نيز دست نياز را به درگاه تو دراز مي کنم و از کسي خواسته هايم را طلب مي کنم که هيچ گاه بر سرم منت نمي گذارد . آرزوهايم را به تو مي گويم . به تو که هميشه دوست مني . عاشق تر از هميشه سر بر آستان ملکوتيت مي گذارم و در دل دعا مي کنم و از تو مي خواهم که اگر به صلاح است دعايم را مستجاب کني. دلم مي خواهد بر بال هاي باد بنشينم و آن چه را که پروردگار جهان پديد آورده زير پا گذارم تا مگر روزي به پايان اين درياي بيکران رسم و بدان سرزمين که خداوند سرحد جهان خلقتش قرار داده است فرود آيم . از هم اکنون در اين سفر دور و دراز ستارگان را با درخشندگي جاوداني خود مي بينم که راه هزاران ساله را در دل افلاک مي پيمايندتا به سرمنزل نهايي سفر خود برسند. اما بدين حد اکتفا نمي کنم و همچنان بالاتر مي روم بدان جا ميروم که ديگر ستارگان فلک را در آن راه نيست . به تعدادی دوست و همراه برای فقط درد و دل نیازمندم . دوستم بدارند . اهل غیبت و تهمت نباشند . به دو سوت ابرو ریزی نکنند . از خدا خسته نشوند . بی صبر و بی رضا و ........... هیچی بابا بی خیال . گیر نمیاد . ببخشید مزاحم شدم ........ ایهام دارد!! شیر خدا و رستم دستانم آرزوست التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:31 توسط یارخوش |
|
|
یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین امشب و امروز مال عباس علمداراست التماس دعا یادتون که نرفته؟ معلم کلاس اول می گفت:بچه ها بخش کنید:خا....نه.چند بخشه؟ همه با هم دو بخشه. د...بس...تان. چند بخشه؟سه بخشه. دل،چند بخشه؟همه با هم :یه بخشه،یادتون اومد، دل یه بخشه،یعنی یه خونه است با یه اتاق و یه انباری!! تا حالا دیدین همچی خونه ایی رو به دو نفر اجاره بدن؟ چه برسه به چندین و چند نفر!!!مگه دیوونه باشن!! همین!! آنقدر اين روزها را به بغض نشسته ام که ابرهايش دلگيرند و بيش از من ميبارند. .ميدانم مرا زودتر از اينها که بگويم بخشيده اي اما کاش...... خدا ميداند هنوز هم نميدانم بايد چه بگويم. کاش بخشيده باشي مراو اين کلمات رنجور دلتنگم را. آرزو ميکنم زمستان برايت هميشه فصل تولد وزايش روزهاي آرزوهاي خوب باشد. مخاطب خاص دارد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:53 توسط یارخوش |
|
|
اگر خدا نبود شاید بهترین و راحت ترین راه حل خودکشی بود، ولی خدا هست و آنقدر بزرگ است که به ذهن نمی گنجد و به همین سیاق من کوچکم. نسبت به او و نسبت به بعضی از بندگانش . یعنی خدا با آن بزرگی، مشکل یک ذره به قطر یک میلیونیوم میکرون را نمیتواند حل کند؟ مگر میشود؟!!! مرگ حلال آیا جایی هست که مرگ شرعی و حلال بفروشند؟ می خرم،هر چقدر که باشد؟!!! همین!!!!!....
بندزده دل مثل چینی است،یک چینی درجه یک و اعلا وقتی که شکست دیگر ترمیم نمیشود،خیلی که هنرمند باشی میشود آنرا بند زد، حال این دل من مثل یک چینی بند زده می ماند. دلی که در سالیانی نه چندان دور به سختی شکسته،امروز با بندهایی گاها چیزی می شود شبیه دل!! اما نمیدانم چرا خدا حتی همین بند ها را به دل من صلاح نمی داند و هر بار بند از بند دلم می گسلد و مرا و دل مرا به همان حال می طلبد!! آری دلی که با یک بند از خدا جدا شود ،همان بهتر که شکسته بماند،!! ولی خدای مهربان،شکستگی مزمن دل من ممکن است پای شیطان را به حریم خانه ات باز کند. مرا دریاب!....... همین! برای تو: و دوباره شب و اين همه دل تنگي مداوم براي تو نمي دانم اين بار از چه بگويم و بنويسم از دست مهري که دير بازي است به سويم دراز شده .. . و يا از بد بياري هاي مداوم در زندگي و صبوري مدام تر من در برابر همه ي آنها !! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:26 توسط یارخوش |
|
|
آهای مردم زره از پشت ببندید.... که نامرد و مرد در هم شده اند.!!! همین!..
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 7:2 توسط یارخوش |
|
|
دل دلتنگ هميشه ام آرام ميشود وقتي لابلاي خط خطي هايم حکايت روزهاي مشترک را تازه ميکنم وميدانم خواستني ترين شنونده اش تويي. مخاطب خاص دارد تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است به یاد داشته باش که یک مردعشق را پاس میدارد،یک مرد هرچه را که میتواند به قربانگاه عشق می آورد.آنچه فداکردنی است فدا میکند، آنچه شکستنی است میشکند اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. همین..... دیشب در مجلسی یکی از اولیا خدا سفارش میکرد که اگه می خوای بصورت میون بر ـیهوـ از فرش بپری به عرش در توسلت به امام ازش بخواه خودش خودشو بهت معرفی کنه این کتابها همش درست اما تا خودش نخواد نمیتونی بشناسیش اینجاست که چشمت به حقیقت زندگی باز میشه. خیلی فکر میکنند رسیدن به این مقام خیلی کار میطلبه اما نه .. خیلی توسل می طلبه....... عزیز من دستگاه امام حسین عجیبه برای اینکه به عجایبش برسی برات یه دهه گذاشتن کار کنی چه کار ؟ حزن ،سکوت،خلوت،فکر،التماس همین!....... در این ایام شمارا به مادرش زهرا قسم دعام کنید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 7:5 توسط یارخوش |
|
عکس مخاطب خاص دارد که روزی آرزویی داشت و نشد!!!! این تکه گوشت سمت چپ سینه ،ملقب به دل ،عجب چیز عجیب و غریبیه!! وقتی می سوزه هیچ حرارتی تولید نمیکنه،اصلا.... سوختنش با قواعد فیزیک جور در نمیاد ،ولی پدر آدمو در می آره!! وقتی تنگ می شه هم اصلا به قانون انقباض ،انبساط کاری نداره.... ولی دنده های آدمو می خواد خورد کنه!! و همراه آهی جگر سوز ،بپاشه رو زمین!!! وقتی هم که به طپش شدید می افته هزار و یک معنی داره... که یکیش خیلی دامنگیرمنه و هزار جور دیگر قر و اطوار داره!!! خوش به حال اونایی که بی دلند! همین! مظلوم...... در فرهنگ لغت یعنی کسی که مورد ظلم واقع شده است و اسم مفعول عربی ذر ثلاثی مجرد!! اما من میگویم مظلوم یعنی کسی که حرفش را نفهمند و خیلی حرفها را هم نتواند بزند و لذا برداشتها ی همه نا جور بشود و طرف مجبوربشود بگذارد برای یوم تبلی السرائر! همین!!!!..... لوتکاشفتم ما تدافنتم. متن یک حدیث است. اگه شما برای یکدیگر کشف میشدید،حتی جنازه هم رادفن نمیکردید. اگه اون ستار مهربون ـخدای ناکرده ـ یه گوشه از پرده رو بده کنار می دونی چی میشه؟ ولی تا حالا که پردهه محکم و استوار وایستاده. ولی قیامت رو نمی دونم. خدایا گناهانم را در دنیا پوشاندی ولی بدان که من به این ستاریت تو در آن دنیا محتاجترم و هکذا الظن بک. همین!!!....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 22:57 توسط یارخوش |
|
هرچه هستي باش ! اما كاش .... نه ، جز اينم ارزويي نيست هرچه هستي باش ! اما باش ...... اين عكس و كلام مختصرم مخاطب خاص دارد در زير اين آسمان ميبينيم كه عين القضات در سمت راستم و ابوالعلا در سمت چپم ايستاده اند وما سه تن ،بي آن كه با هم باشيم، با هم تنهاييم. وزمان ،ماسه هم زبان را نيز يك در حصار قرني جدا زنداني كرده است! واما ماه در اوج آسمان مي رود، وما در گوشه اي از شب،همچنان به گفت و گوي دست ها گوش فرا داده ايم وساكتيم. ودر چشمهاي هم ،يكديگر را مي خوانيم. ودر چشمهاي هم،يكديگر را مي بخشيم. و من همه ي دنيا را در چشمهاي او مي بينم. و ما در چشمهاي هم ساكتيم. و در چشمهاي هم مي شنويم.ودر چشمهاي هم يكديگر را مي شناسيم، وتنها چشم در چشم هم به زمزمه ي لطيف دستهايمان گوش ميدهيم. ما سالهاست كه منتظريم...... دعا كردم آنگاه كه به گرد خانه اش ميگشتم محال است پاسخم ندهد... ـبالاخره امشب بعد از ۲سال خريد مباركش باشه!!!! ـنميدانم کجايي وچه ميکني.اما آرزو ميکنم روزگارت به روشني وسپيدي اين روزها باشد. يادم که مي افتد بعد از اين همه، لحن گفته هايت محکمتر وپر اميدتر از هميشه است، ميدانم که ميشود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:37 توسط یارخوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|